تبليغاتX
ذرت مکزیکی
همه چیز
سلام

باز دوباره صبح شد من هنوز بیدارم کاش می خوابیدم....

من فردا باید برم واسه تسویه نمی دونم چرا تااسم اون اداره لعنتی می یاد من چهارستون بدنم می لرزه

امروز هم نشستم حساب کردم دیدم حدود ۷۰۴۱۰۰ تومان من به اداره بابت وام پرداخت کردم

ضامن هم میگه که ۶۰۰ تا داده باید یه چیز دستی بهم بدم دعا کنین فردا اروم همه چی تموم بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 2:7 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

سلام

اومدم شاید با گفتن دردهام باهات یکم اروم شم مدتهاست سعی کردم با قوی کردن رابطه ام باتو به ارامش و سعادت برسم انصافن هم حالم خیلی بهتر از قبل هست تعداد گناهان روزانه ام کم شده به نسبت احساس می کنم بارم سبک تر شده دوستهای خیلی خوبی را برام فرستادی ممنون ازادانه تر از قبلم و لی خدای مهربونم من هنوز گاهی مثل الان دلم اندازه کل دنیا می گیره ترس از اینده دارم به روزگار خودم و همه هموطنام افسوس می خورم همه هموطنانی که الان دارن تو اتیش جهل بقیه می سوزن می دونم تو خودت روزی هر ادمی را تضمین کردی می دونم تو طاعت فردا از من نمی خوای من هم نباید روزی فردا رو بخوام اما نازنینم من احساس تنهایی دارم سهراب راست می گفت و غم اشاره محوی است به رد وحدت اشیا و من الان چه مهیب دچار این عدم وحدت شدم

کمکم کن خالق من غم هاله سیاه داره نزار توش غرق بشم کمکم کن

کمکم کن

تو بزرگی مثل دنیای خیال ادم ها دل زخمی ناله دشت بلا نکنه غصه لیلی رو داری واسه این غصه ها مجنون نمی شی

خدایا یه منت بزار بیا دلم رو اباد کن

خدایا من شرمم می یاد که یکی مثل تو رو داشته باشم بعد این حال و روزم باشه

با ارحم راحمیییییییییییییییین

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط مریم  | 

هو الحکیم

رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کن
*ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن
*از من گریز تا تو ، هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن
* ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کن
* خیره کشی است مارا ، دارد دلی چو خارا
بکشد ، کسش نگوید :" تدبیر خونبها کن"
* بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق ، تو صبر کن، وفا کن
*دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشد
پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟
*در خواب ، دوش، پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
* گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون زمرد
از برق این زمرد ، هین ، دفع اژدها کن

+ نوشته شده در  شنبه 18 خرداد1387ساعت 10:6 بعد از ظهر  توسط مریم  | 

یا رب به در تو روســیاه آمده ام
بر درگه تو به اشک و آه آمده ام
اذنم بده راهم بده ای خـالق من
افکنده سر و غرق گناه آمده ام
عمرم به گناه ومعصیت شد سپری
با بار گنه حضور شاه آمده ام
گم کرده ره و منزل پرخوف وخطر
طی کرده بسوی شاهراه آمده ام
یارب تو کریمی و رحیمی و عطوف
بــا عــذر و اشــتـبـاه آمــده ام
غــفــار توئی صــمـد توئی بـنـده منم
محتاجم و با حال تباه آمــده ام
با بـیـم و امـیـد و حـالـت اســتــغــفـار
با چشم تر و نامه سیاه آمده ام
یـا رب تــو بــده بـــرات آزادی مـن
درمـانده مـنم بهر پـنـاه آمـــده ام
من معترفم به جرم و عصیان و گـناه
در بـارگـهت چو پرِّ کاه آمده ام
دریای کــرم توئی و مـن ذره خــاک
با لطف تواینگونه به راه آمده ام
دسـت مـن افـتـاده نـالان تـو بـگـیـر
چون یوسفم و ز قعر چاه آمده ام
یا رب به مـحـمـد و عـلـی و زهـرا
پهـلوی شکـسته را گواه آمـده ام
حقّ حـسـن و حسـیـن و اولاد حسین
نـومـید مکن که روسیاه آمده ام
بـر نــامــه اعـمـال مـحـبـت نـظـری
بر عمر گذشته عذرخواه آمده ام
+ نوشته شده در  جمعه 10 خرداد1387ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

سلام

۱-واسه درس ریاضی کلاس دارم می رم این اولین باری که واسه یه درس کلاس می رم ولی باعث شده روحیم خیلی خوب بشه

۲-یک کم ارم تر شدم خدا رو شکر

۳- خدایا ممنونم

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

سلام

۱- امروز اخرین روز دادگاه بود الهی شکر از نتیجش راضیم

۲- قرار یه استاد ریاضی خصوصی برام پیدا شده که هنوز خبری نیست

۳-دارم درس تجزیه تحلیل رو اروم اروم پیش می رم خدائیش ها زیاد درس نمی خونم

۴- واسه پروژه هام دعا کنین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

سلام

بابا به جان خودم من همه اینها رو واسه خدا نوشتم نه واسه کسی

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

سلام

من رو مهمونیت دعوت نمی کنی؟

من که نگفتم بیا اتیش واسم گلستون کن

فقط گفتم دلم تنگت هست همین

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

سلام

الان دقیقا می دونی چی دلم می خواد؟

می خوام فقط مرده بودم

نه اینکه بمیرم ها

مرده بودم

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 11:35 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

سلام

محبوب من دوباره دچار دعوا شدیم من تمرین کرده بودم اما دچار جرخه خاکستری و بعد تیره شدم محبوب من چرا نتونستم بیایم در اغوشت نمی دانم

نازنینم دوباره باید تمرین را شروع کنیم

عزیزم من بی قرارم /دلهره دارم خودت رو از راه برسون

خواهش می کنم

یا ربببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط مریم  |