تبليغاتX
ذرت مکزیکی
همه چیز
سلام

۱-یه چیز بگم هرچی شازده میگه باید گوش داد خدائیش اکثر نصیحت های اون درست هست.

۲-یه چیز دیگه هم باید بگم عیب من ویکسری از خانمها این هست که اینقدر به فکر درست یا نادرست بدون راه حل هامون هستیم که اصلا زمان حل مساله رو از دست می دیم

۳-گاهی باید یه بلا بارها سرمون بیاد تا بفهمیم که درست ترین روش حل اون بلا و مشکل چیه تا یاد هم نگرفتیم نمی تونیم از اون فاز بیایم بیرون

۴-اصلا به این فکر نکرده بودم که گاهی هزار بار صحبت بهتر و هی خیط شدمن اصلا اشکال نداره چون بلاخره ۱۰۰۱ بار راه حل رو پیدا میکنی

۵-واقعا من یکم دیر زندگی رو یاد گرفتم؟

+ نوشته شده در  جمعه 30 فروردین1387ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط مریم | 
سلام

۱-این اهنگ وبلاگ کاوه واقعا نازه یه شب تا صبح داشتم درس می خوندم وبلاگ اونو باز گذاشتم تا بتونم با اهنگش درس بخونم جالب اینه که هر ۲ ساعت یکبار وبلاگ خسته میشد  و ساکت میشد باید دوباره رفرش می کردی

۲-دیشب بعد چند سال یه چت درست حسابی کردم می خواستم یه سوال کامپیوتر بپرسم یه پسر ۲۰ ساله بعد کلی توضیح تازه یادش افتاده بود مخمو بزنه بعد که سنم رو بهش گفتم اول تعجب کرد بعد مصر تر شد می گفت من عاشق سن بالا هستم حالا یا باور نکرده بود سن من رو یا همون مثل قدیمی هست که مردا از پیر زن هم نمی گذرن بودشخلاصه وقتی دید نمیشه مخ زد گفت تو املی و سن مهم نیست از این خزعبلات منم گفتم اره بابا من امل هستم اخه پیر زنم دیگه بیچاره کف کرده بود چرا من غیرتی نمی شم

۳-چقدر خوشحالم از شبکه و درسمو و دوستام و....
۴-شازده معلوم نیست کجاست باز این بشر ناپدید شد حالا سالم باشه و شاد هر جا باشه

۵-من کلی پروژه و تحقیق دارم دیگه بخاطر یه فوق دیپلم دارن رس هفت جدمون رو هم می کشن

۶-جالب نیست زمانی که زندگی اینقدر سخت و گرون شده من تازه یادم افتاده بیکار شم بشینم خونه درس بخونم تازه امیدوارم بعدش کارخونه هم بزنم

۷-بابا داشتند صبح من رو نصیحت می کردن دختر جان مرد هر چقدر دختر باز و ...ضی باشه زن بگیره و دختره زرنگ باشه تورش کنه کم کم سر براه میشه............. مگه ما اینطور نبودیمتازه عموهات هم بودن اصلا همه مردها یا لاتن یا دختر بازن یا بزن بهادر هستن........بعد از ازدواج زنه ادمشون می کنه مثل من خدایی حال می کنین چه پدر روشن فکری دارم. من موندم چطور این نصیحت یکهویی به مغز مبارکشون خطور نمودشاید من خیلی ضایع بازی در اوردم

+ نوشته شده در  جمعه 30 فروردین1387ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط مریم | 
سلام

۱-کلی خوشحالم دوباره دارم از مشتق سر در می یارم.

۲-با فاریا و نیشتمان گالری بهزاد قرارداشتم نمی خواستم برم ولی گفتم واه روحیم خوبه یکم نقاشی دیدم از برادران اژدری کارشون بدک نبود من چند وقت پیش کار روی سنگ برادر بزرگه رو دیده بودم خوب بود خوش گذشت نیشتمان از اون کردهای نازنین هست که نسبت به همه چیز خوشبین و مهربان هست یه گلوله انرژی مثبت هست.

۳-اومدم مامان میگه بابات گفته دیگه امشب اش نخوریم ولی همسایه ۲ تا کاسه اش داده حالا چی کار کنم گفتم یه کاشه بریز من بخورم احتمالا تا اخر هفته قیافم شبیه کاسه اش میشه

۴-شازده امروز قاطی بود م که نفهمیدیم چرا

۵-اینترنتمان به فنا رفتته است داریم با کمک پشتیبان یه کارهایی برایش می نماییم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط مریم | 
سلام

فکر کنم حسابی تو این مدت همه کیف کردن دیگه فروردین داره تموم میشه و زندگی جدی میشود.

۱- از اونجایی که من وقتی نزدیک عادت ... هستم الزاما باید پاچه مبارک یه بنده خدا رو به طور کامل ریش ریش نمایم و از اونجا که این ماه کاملا به قحطی ادم برخورد کرده بودم چی کار کردم خوب معلومه من که ادم بشو نبودم گشتم اولین نفری که پیدا کردم تیکه و پاره کردم کی بود هیشکی همین شازده بیچاره ای نمک این شازده چشم من و اینجوری کنهبعدشم هم که قشنگ ترتیب طرف رو می دم چی میشه پشیمون میشم هر چی بیشتر  وحشی بازی در بیارم زودتر پشیمون میشم و چون حسابی از خجالت شازده در اومده بودم بلافاصله پشیمون شدم در نتیجه الان یه هفته ای میشه دارم پاچه خواری می کنم خفنننننننننننننندارید منو چقدر منظم هستم تقریبا یه ۷ سالی میشه این روال هر ماه من هست حالا همه اونهایی که تو این ۷ سال حال دادم بهشون یه طرف(اخه بلاخره تو طول ماه اینقدر به هم حال داده بودن که اون دعوا براشون همچین غیر عادی نباشه) ولی شازده بیچاره رو بگو

۲- رفتیم با اعظم دنبال پروژه استاد چوبی خوب بود خدایی از بس فک زدم یارو بی خیال شد گفت هر چی شما بگین حیف که بازرگانی رو ول کردم و گرنه با این فک و قدرت استدلالی که من دارم میتونستم تمساح رو جایه مرغ عشق به مردم بندازم-گرچه واقعا اون موقع ها اینکار رو می کردم

یادم باشه وقتی که درسم تموم شد کنار این مهندسیمحتما کار بازرگانی هم کنم

۳-امروز از بیرون که اومدم گرفتم ۴ ساعت خوابیدم خوا ب که چه عرض کنم بیهوش شدم ولی بعد اروم پاشدم رفتم یه کاسه اش خوردم حالم جا اومد( من عاشق اشم و ابگوشت) بعد نشستم سر درس .

۴-دقت کردین این فیلم های کره ای چقدر به ادم چیز یاد میده این وفاداریشون و استمرار در عقاید و اهداف اون از یانگم اینهم از امپراطور دریا - پیشنها می کنم حتما ببینینشون برخلاف سریالهای ایرانی که تبلیغ می کنه بخاطر عشق گند بزن به زندگی خودت و بقیه ولی تو این سریالها نشون میده چطور عاشق باش ولی خودت رو مهار کن و وظایفت رو دقیق و کامل انجام بده.قدرت کنترل احساسشون تقدیر داره واسه همین هست دارن دنیا رو می گیرن.

قابل توجه خودم

 

دلم از روزی که رفتی دیگه همسایه نداره

ولی در عوض داره برج می سازه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 فروردین1387ساعت 2:16 قبل از ظهر  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من مریم هستم 29 ساله دانشجوی کامپیوتر و یک کارمند
عاشق ادبیات/شعر/هنر/نقاشی و موسیقی هستم
گاهی دلم از دنیا می گیره
اما .....

پیوندهای روزانه
تویی که تمام عطش من برای فهمیدن از اولین کتابت شروع شد
دانشگاه خبر
ساروی کیجا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
آرشیو موضوعی
روزانه/شخصی
پیوندها
کفشدوزک بی کفش
پزشکان گیاهان
بانوانه
یک مرد خوب
نارسیساجونم
مامان ارمین
درددل
گیلاسی جونم
ققنوس
قصر قورباغه ها
محمد صهبا
ساقی
بهزاد
÷یچک
نوشتار
اغداشلویه عزیز
خانمی
مامانی عاشق
روزمرگی
تراوشات ذهنی یه قاشق لیته
دکوراسیون تزئینات و خانه داری
خانم خوب
یادداشت های یک دختر ترشیده
سارگل و روزگار بی شوهری
ساروی کیجا
یادداشتهای یه ادم ول معطل
جادوگر
الد فشن
گیجعلی
من وهمسرم عاشقانه همدیگر را دوست داریم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

كمپين آزادي استاد ايليا ميم و يارانش از بند امنيتي

كمپين آزادي استاد ايليا ميم و يارانش از بند امنيتي