![]() |
![]() |
|
| همه چیز |
|
سلام
اومدم شاید با گفتن دردهام باهات یکم اروم شم مدتهاست سعی کردم با قوی کردن رابطه ام باتو به ارامش و سعادت برسم انصافن هم حالم خیلی بهتر از قبل هست تعداد گناهان روزانه ام کم شده به نسبت احساس می کنم بارم سبک تر شده دوستهای خیلی خوبی را برام فرستادی ممنون ازادانه تر از قبلم و لی خدای مهربونم من هنوز گاهی مثل الان دلم اندازه کل دنیا می گیره ترس از اینده دارم به روزگار خودم و همه هموطنام افسوس می خورم همه هموطنانی که الان دارن تو اتیش جهل بقیه می سوزن می دونم تو خودت روزی هر ادمی را تضمین کردی می دونم تو طاعت فردا از من نمی خوای من هم نباید روزی فردا رو بخوام اما نازنینم من احساس تنهایی دارم سهراب راست می گفت و غم اشاره محوی است به رد وحدت اشیا و من الان چه مهیب دچار این عدم وحدت شدم کمکم کن خالق من غم هاله سیاه داره نزار توش غرق بشم کمکم کن کمکم کن تو بزرگی مثل دنیای خیال ادم ها دل زخمی ناله دشت بلا نکنه غصه لیلی رو داری واسه این غصه ها مجنون نمی شی خدایا یه منت بزار بیا دلم رو اباد کن خدایا من شرمم می یاد که یکی مثل تو رو داشته باشم بعد این حال و روزم باشه با ارحم راحمیییییییییییییییین |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 10:52 بعد از ظهر توسط مریم |
|
|
هو الحکیم
رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن |
|
+ نوشته شده در
شنبه 18 خرداد1387ساعت 10:6 بعد از ظهر توسط مریم |
|
|
یا رب به در تو روســیاه آمده ام
بر درگه تو به اشک و آه آمده ام اذنم بده راهم بده ای خـالق من افکنده سر و غرق گناه آمده ام عمرم به گناه ومعصیت شد سپری با بار گنه حضور شاه آمده ام گم کرده ره و منزل پرخوف وخطر طی کرده بسوی شاهراه آمده ام یارب تو کریمی و رحیمی و عطوف بــا عــذر و اشــتـبـاه آمــده ام غــفــار توئی صــمـد توئی بـنـده منم محتاجم و با حال تباه آمــده ام با بـیـم و امـیـد و حـالـت اســتــغــفـار با چشم تر و نامه سیاه آمده ام یـا رب تــو بــده بـــرات آزادی مـن درمـانده مـنم بهر پـنـاه آمـــده ام من معترفم به جرم و عصیان و گـناه در بـارگـهت چو پرِّ کاه آمده ام دریای کــرم توئی و مـن ذره خــاک با لطف تواینگونه به راه آمده ام دسـت مـن افـتـاده نـالان تـو بـگـیـر چون یوسفم و ز قعر چاه آمده ام یا رب به مـحـمـد و عـلـی و زهـرا پهـلوی شکـسته را گواه آمـده ام حقّ حـسـن و حسـیـن و اولاد حسین نـومـید مکن که روسیاه آمده ام بـر نــامــه اعـمـال مـحـبـت نـظـری بر عمر گذشته عذرخواه آمده ام |
|
+ نوشته شده در
جمعه 10 خرداد1387ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من مریم هستم 29 ساله دانشجوی کامپیوتر و یک کارمند
عاشق ادبیات/شعر/هنر/نقاشی و موسیقی هستم گاهی دلم از دنیا می گیره اما ..... |
| پیوندهای روزانه |
|
تویی که تمام عطش من برای فهمیدن از اولین کتابت شروع شد دانشگاه خبر ساروی کیجا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
روزانه/شخصی |
|
RSS
|