![]() |
![]() |
|
| همه چیز |
|
سلام
هر موقع یادم می افته که باید برم اون خراب شسده و حقم رو بگیرم حسابی دلخور می شم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 0:55 قبل از ظهر توسط مریم |
|
|
سلام
می خوام اینجا چندین اعتراف کنم: ۱- تمام این مدتی که من نمی اومدم اژ کنم خدا رو شکر حالم کلی خوب بوده ۲- تمام این مدت تقریبا هر هفته رفتم گشتم ۳-تمام این مدت امتحانات رو دادم ۴-تمام این مدت ثبت نام ترم تابستان ذرو کردم ۵-تمام این مدت همچنان در حال شنا در یک استخر خالی هستم و امیدوارم انتها شنا به هدفم برسم ۶-تمام این مدت دارم فکر می کنم چه طوره یه سرمایه گذاری کنم روزهای زوج با این نظر موافق و روزهای فرد مخالفم جمعه هم معمولا رای ممتنع می دم ۷-تمام این مدت دارم تصمیم می گیرم کمتر حرف بزنم ۸-تمام این مدت روزی ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ساعت با تلفن حرف زدم ۹-دوبرابر زمان قید شه در بالا با موبایل حرف زدم تمام این مدت ۱۰-تمام این مدت به یاد تمام دوستانم از لیلا وکیلیان در کانادا گرفته تا شازده تو همین کوچه روبرویی بودم ۱۱- تمام این مدت حالش نبوه این احساس رونشون بدم ۱۲-تمام این مدت عمیقا داشتم به یه چیز فکر می کردم اما هرگز نفهمیدم به چی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 0:38 قبل از ظهر توسط مریم |
|
|
سلام
باز دوباره صبح شد من هنوز بیدارم کاش می خوابیدم.... من فردا باید برم واسه تسویه نمی دونم چرا تااسم اون اداره لعنتی می یاد من چهارستون بدنم می لرزه امروز هم نشستم حساب کردم دیدم حدود ۷۰۴۱۰۰ تومان من به اداره بابت وام پرداخت کردم ضامن هم میگه که ۶۰۰ تا داده باید یه چیز دستی بهم بدم دعا کنین فردا اروم همه چی تموم بشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 تیر1387ساعت 2:7 قبل از ظهر توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من مریم هستم 29 ساله دانشجوی کامپیوتر و یک کارمند
عاشق ادبیات/شعر/هنر/نقاشی و موسیقی هستم گاهی دلم از دنیا می گیره اما ..... |
| پیوندهای روزانه |
|
تویی که تمام عطش من برای فهمیدن از اولین کتابت شروع شد دانشگاه خبر ساروی کیجا آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
روزانه/شخصی |
|
RSS
|