تبليغاتX
ذرت مکزیکی - تفاوت مازوخیسم با سادیسم
همه چیز
سلام

من اصلا مرض دارم هر چند وقت یه بار به یکی قفل می کنم اصلا دقیقا نمی دونم مشکل چیه ولی بدجور دلم می خواد بااون فرد ارتباط داشته باشم این مشکل کر.... داشتن وقتی تشدید میشه که طرف محل نکنه اونوقت من تبدیل به یه دیونه زنجیری میشم

بعد دچار نوستالزی شده می رم تو لاک یه چند وقت این جوری هستم

بعد می شم عین مار زخم خورده دنبال یه چیز می گردم تا خودم رو اروم کنم

اون وقت وقتی کامل تمام اجدادم جلوم بندری زد بی خیال میشم

از مرض روزگار دقیقا این موقع اون فرد بهم ابراز محبت می کنه

منم که اصلا گاگول محل نمی زارم و می رم

و این دور مسلسل همینجور ادامه داره

حالا باز یا به همین چیز/فرد/جا و ... گیر می دم یا یه سوژه جدید خدا می دونه

ولی خوب این حرکت ادامه داره

خودمون هستیم من اگه یه روز شوور کنم یه ملتی از خل بازی من اسوده می شوند ایضا خودم!

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من مریم هستم 29 ساله دانشجوی کامپیوتر و یک کارمند
عاشق ادبیات/شعر/هنر/نقاشی و موسیقی هستم
گاهی دلم از دنیا می گیره
اما .....

پیوندهای روزانه
تویی که تمام عطش من برای فهمیدن از اولین کتابت شروع شد
دانشگاه خبر
ساروی کیجا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
آرشیو موضوعی
روزانه/شخصی
پیوندها
کفشدوزک بی کفش
پزشکان گیاهان
بانوانه
یک مرد خوب
نارسیساجونم
مامان ارمین
درددل
گیلاسی جونم
ققنوس
قصر قورباغه ها
محمد صهبا
ساقی
بهزاد
÷یچک
نوشتار
اغداشلویه عزیز
خانمی
مامانی عاشق
روزمرگی
تراوشات ذهنی یه قاشق لیته
دکوراسیون تزئینات و خانه داری
خانم خوب
یادداشت های یک دختر ترشیده
سارگل و روزگار بی شوهری
ساروی کیجا
یادداشتهای یه ادم ول معطل
جادوگر
الد فشن
گیجعلی
من وهمسرم عاشقانه همدیگر را دوست داریم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

كمپين آزادي استاد ايليا ميم و يارانش از بند امنيتي

كمپين آزادي استاد ايليا ميم و يارانش از بند امنيتي